جست‌و‌جو در وبگاه نسخه قابل چاپ

ويژگى‌هاى خطّ فارسى
 
خطّ فارسى داراى ويژگى‌هايى است. اين ويژگى‌ها و مثال‌هاى هر يک در زير مشخّص شده‌است:
الف) براى بعضى از صداها بيش‌از يک علامت وجود دارد:1
   ت (در ت‍ـار، چ‍‍ت‍ر، دس‍‍ت، سوتط (در ط‍اهر، خ‍ط‍ر، ضب‍‍ط ، شرط
   ز (در زن، ب‍‍زم، تي‍‍ز، بازذ (در ذرت، غ‍‍ذا، كاغ‍ذ،‌ نفوذض (در ض‍رب، ح‍ض‍رت، تبعي‍‍ض، فرضظ (در ظ‍اهر، ن‍‍ظ‍ر، حف‍‍ظ، حفاظ
   ث (در ث‍بت، م‍‍ث‍‍ل، عب‍‍ث، حادثس (در س‍بد، پ‍س‍ر، نف‍‍س، خروسص (در ص‍بر، ن‍‍ص‍‍‍ر، تفح‍ّ‍ص، حرص
   غ (در غ‍الب، م‍‍غ‍ز، تي‍‍غ، باغق (در ق‍الب، ف‍‍ق‍ير، حل‍‍ق، برق
   همزه (در اسم، اسب، آرد، م‍‍آخذ، قرآن، رأس، ي‍‍أس، رؤيا، ل‍ؤم، رئ‍يس، ل‍ئ‍يم، متل‍أل‍‍ئ، جزءع ( در ع‍لم،‌ رع‍د، وض‍‍ع‍)؛
   ح (در ح‍اكم، س‍ح‍ر، شب‍‍ح، روحه‍ (در ه‍اشم، ش‍‍ه‍ر، ف‍قي‍‍ه، دانشگاه
   ــِـ (در اسم و نامه)؛
   ــَـ (در اسب و نه)؛
   ــُـ (در بُلند و رُوز). 
ب) بعضى حروف نمايندۀ بيش‌از يک صدا هستند:
و
مثل
دو (عدد)، چ‍و
م‍ور، روز، ليم‍و، دارور، رز، ليم‍، دار
وام، ج‍واب، روان، ناو، لغ‍واب، ران، نا، لغ‍
ج‍وشن، روشن، ن‍و، رهروشن، رشن، ن‍، رهر
خ‍واهر، خ‍ويشاهر، خ‍يش
ى
مثل
ي‍ار، پ‍‍ي‍دا، ناى
م‍‍‍ي‍ز، ري‍ز، پرىز، رز، پر
موس‍‍ى، حت‍ّ‍ى، عل‍‍ى‌رغم حت‍ّ عل‍رغم
ه‍
مثل
ه‍وا، م‍‍ه‍ر، مشاب‍‍ه، دانشگاه
نام‍‍ه، درّه، درّ
 
ج) «و»، اگر پس‌از «خ» قرار گيرد، گاهى خوانده نمى‌شود، چنان‌كه در واژه‌هاى زير:
     خوان، خويش، خواهر
     اين «و» كه آن را «واو معدوله» مى‌گويند، در قديم تلفّظ خاصى داشته‌است كه امروزه ديگر متداول نيست. 
د) مصوّت‌هاى ــَـ ، ــِـ ، ــُـ معمولاً در خط منعكس نمى‌شود و به‌همين‌سبب، بسيارى از كلمات با املاى مشابه، تلفّظ و معناى متفاوت دارند:
     برد: بَرَد، بُرْد، بَرْد، بُرَد
    در بيشتر موارد، از سياق عبارت يا معناى جمله بايد تلفّظ مورد نظر را حدس زد:
     برد (بُردِ) اين تفنگ 1000 متر است.
     اين كارد خوب نمى‌برد (بُرَد).
    در فصل ربيع... كه صولت برد (بَرْد) آرميده‌بود و اوان دولت وَرْد رسيده (سعدى)
    در بعضى موارد، به‌كار نگرفتن نشانۀ اين مصوّت‌ها در خط باعث ابهام يا اشتباه مى‌شود، به‌خصوص در مواردى مثل اَعلام و كلمات دخيل فرنگى و لغات مهجور كه تلفّظ صحيح آن‌ها براى عامّۀ خوانندگان روشن نيست. در چنين مواردى صورت نوشتارى حتماً بايد بسيار روشن‌ و خوانا و با حركت‌گذارى باشد:
    سارْتْرْ (sartre)، بــِكِت (Beckett)، كِنِت (Kenneth)، سير/ سِيَر/ سِيْر؛ دير/ دِيْر؛ عَبيد/ عُبـِيد
ﻫ) در خطّ فارسى غالباً يک حرف به دو يا چند صورت نوشته مى‌شود و اين بستگى به جايگاه آن حرف در كلمه دارد:
     ء/ ئ‍/ ؤ/ أ
     ب‍/ ـب‍/ ـب/ ب؛ پ‍/ ـپ‍/ ـپ/ پ؛ ت‍/ ـت‍/ ـت/ ت
     ج‍/ ـج‍/ ـج/ ج؛ چ‍/ ـچ‍/ ـچ/ چ؛ ح‍/ ـح‍/ ـح/ ح؛ خ‍/ ـخ‍/ ـخ/ خ
     س‍/ ـس‍/ ـس/ س؛ ش‍/ ـش‍/ ـش/ ش
     ص‍/ ـص‍/ ـص/ ص؛ ض‍/ ـض‍/ ـض/ ض
     ع‍/ ـع‍/ ـع/ ع؛ غ‍/ ـغ‍/ ـغ/ غ
     ف‍/ ـف‍/ ـف/ ف؛ ق‍/ ـق‍/ ـق/ ق
     ك‍/ ـك‍/ ـک/ ک؛ گ‍/ ـگ‍/ ـگ/ گ
     ل‍/ ـل‍/ ـل/ ل
     م‍/ ـم‍/ ـم/ م
     ن‍/ ـن‍/ ـن/ ن
     ه‍‍/ ـه‍/ ـه/ ه
     ى/ ـى/ ـى/ ى
و) حروف فارسى دو دسته است:
1. منفصل (پيوندناپذير) كه به حرف بعداز خود نمى‌چسبد (ا، د، ذ، ر، ز، ژ، و)؛
2. متّصل (پيوندپذير) كه به حرف بعداز خود مى‌چسبد.
ز) علاوه‌بر حروف، در خطّ فارسى نشانه‌هاى ديگرى به شرح زير وجود دارد:
1. حركات يا مصوّت‌هاى كوتاه (ــَـ ، ــِـ ، ــُـ)، مانند پَر، پــِر، پُر؛
2. مَدّ (~) روى الف، مانند آرد، مآخذ؛
3. تشديد (ّ)، مانند عدّه، پلّه، بقّالى، ارّه؛
4. سكون (ْ)، مانند لبْ‌تشنه؛
5. ياى كوتاه (ء)، مانند نامۀ من؛؛
6. تنوين (ــًـ ، ــٍـ ، ــٌـ)، مانند ظاهراً، بعبارةٍاُخرى، مضاف‌ٌاليه
ح) در املاى كلمات و تركيبات و عبارات عربى، كه عيناً وارد زبان فارسى شده‌است، در بعضى موارد، قواعد املاى عربى رعايت مى‌شود:
     موسى، بالقوّه، خَلْقُ‌السّاعه، حتّى، اِلي
ط) دو حرف «و» و «ه» گاهى براى بيان حركت به كار مى‌رود.
    و اگر براى بيان حركت ماقبل خود به كار رود سه نوع است:
       1. مصوّت كوتاه، مانند دو، تو، چو؛
       2. مصوّت مركّب، مانند اوج، گوهر، روشن، نو (مثلاً در نوروز
       3. مصوّت بلند، مانند مور، روز، موش، سبو، ليمو، تكاپو.
    ه/ ـه براى بيان حركت (ــِـ) و ندرتاً (ــَـ) به‌كار مى‌رود:
            شماره، نامه، خانه، نه
ى) در خطّ فارسى دو دسته نشانه به كار مى‌رود: 1. نشانه‌هاى اصلى؛ 2. نشانه‌هاى ثانوى.
    نشانه‌‌هاى اصلى مركّب از 33 نشانه است كه به آن‌ها حروف الفبا مى‌گوييم. بعضى از حروف به‌تنهايى نمايندۀ بيش‌از يک صداست (مانند «و») و بعضى ديگر مجموعاً نمايندۀ يک صدا (مانند ث، س، ص).
    نشانه‌هاى ثانوى مركّب از 10 نشانه است كه در بالا يا پايين نشانه‌هاى اصلى قرار مى‌گيرد و در هنگام ضرورت به‌كار مى‌رود.
    فهرست كامل نشانه‌هاى خطّ فارسى، همراه با مثال، در صفحات بعد در ضمن دو جدول آمده‌است. يادآورى مى‌شود كه اين حروف براى خطّ چاپى است. الفباى خطّ تحريرى و نستعليق تنوّع بيشترى دارد.
 
جدول 1. نشانه‌هاى خطّ فارسى
نشانه‌هاى اصلى
 
شماره
نام نشانه
اول
وسط
آخر
تنها
كه فقط به حرف بعد بچسبد
كه هم به حرف قبل و هم به حرف بعد بچسبد
كه فقط به حرف قبل بچسبد
كه نه به حرف قبل و نه به حرف بعد بچسبد
1
همزه
ئ‍
رئيس، رئاليسم
ـئ‍
لئيم
ـأ، ـؤ، ـئ
مأخذ، مؤمن، متلألئ
ء، أ
جزء، رأس
2
الف*
ــ
ــ
ـا
نَايست
(= توقّف مكن)
ا
اسب، خانه‌اى
3
ب
ب‍
بار، دبير
ـب‍
طبل
ـب
شب
ب
آب
4
پ
پ‍
پدر، آپارتمان
ـپ‍
سپاه
ـپ
چپ
پ
توپ
5
ت
ت‍
تار، رتبه
ـت‍
استان
ـت
دست
ت**
دوات
6
ث
ث‍
ثابت، وراثت
ـث‍
مثل
ـث
باعث
ث
ارث
7
جيم
ج‍
جان، مواجب
ـج‍
مجلس
ـج
رنج
ج
موج
8
چ
چ‍
چشم، كوچه
ـچ‍
پامچال
ـچ
گچ
چ
پوچ
9
ح
ح‍
حال، رحم
ـح‍
محل
ـح
صبح
ح
روح
10
خ
خ‍
خال، ناخن
ـخ‍
سخن
ـخ
نخ
خ
شاخ
11
دال
ــ
ــ
ـد
صدف
د
دست، آدم
12
ذال
ــ
ــ
ـذ
بذل
ذ
ذرت، نفوذ
13
ر
ــ
ــ
ـر
سرد
ر
رنگ، سوار
14
ز
ــ
ــ
ـز
مزد
ز
زنگ، نياز
15
ژ
ــ
ــ
ـژ
مژده
ژ
ژاله، دژ
16
سين
س‍
سيب، آسيب
ـس‍
مست
ـس
مِس
س
داس
17
شين
ش‍
شور، آشوب
ـش‍
كشتي
ـش
آتش
ش
هوش
18
صاد
ص‍
صابون، اصيل
ـص‍
عصر
ـص
شخص
ص
خاص
19
ضاد
ض‍
ضرب، حاضر
ـض‍
حضرت
ـض
قبض
ض
فرض
20
طا
ط‍
طناب، باطن
ـط‍
خطاب
ـط
بسيط
ط
افراط
21
ظا
ظ
‍ظهر، ناظم
ـظ‍
نظم
ـظ
حفظ
ظ
حفاظ
22
عين
ع‍‍
عمل، اعمال
ـع‍
مبعث
ـع
طبع
ع
شجاع
23
غين
غ‍
غذا، كاغذ
ـغ‍
مغز
ـغ
تيغ
غ
باغ
24
ف
ف‍
فصل، دفتر
ـف‍
گفتار
ـف
رديف
ف
برف
25
قاف
ق
‍قند، باقي
ـق‍
بقا
ـق
حق
ق
ساق
26
كاف
ك‍
كتاب، ساكت
ـك‍
سكته
ـک
سبک
ک
باک
27
گاف
گ‍
گل، آگاه
ـگ‍
نگهبان
ـگ
بانگ
گ
بزرگ
28
لام
ل‍
لازم، ناله
ـل‍
علم
ـل
عمل
ل
دل
29
ميم
م‍
مادر، نامه
ـم‍
عمل
ـم
علم
م
نام
30
نون
ن‍
نام، لانه
ـن‍
قند
ـن
زمين
ن
زمان
31
واو
ــ
ــ
ـو
گوهر، آهو، عفو، خوش، خواهر
و
راهرو، دارو، ناو
32
ه‍
ه‍
هنوز، راهنما
ـه‍
مهر
ـه
فقيه، نامه
ه
كوه، روزه
33
ى
ي‍
ياد، ديوار
ـي‍
سياه
ـى
ترشى، نَفْى
ى
بازى، خوى
  
جدول 2. نشانه‌هاى خطّ فارسى
نشانه‌هاى ثانوى
 
شماره
نام نشانه
علامت
مثال
1
مدّ
روى الف
آ
آرد، مآخذ
2
زبر
(فتحه)
ــَـ
گَرما، دَرَجات
3
پيش
(ضمّه)
ــُـ
گندُم، عُبُور
4
زير
(كسره)
ــِـ
نِگاه، فِرستادن
5
سكون
(جزم)
ــْـ
دِلْ، گِرهْ
6
تشديد
ــّـ
معلّم، حقّ مطلب
7
ياى كوتاه
روى هاى غيرملفوظ
 ء
 ــــ
نامۀ من
8
تنوين نصب
اً، ـاً، ءً
ظاهراً، واقعاً، بناءً على هذا
9
تنوين رفع
ــٌـ
مضافٌ‌اليه
10
تنوين جرّ
ــٍـ
بعبارةٍ‌اُخرى
 
تبصره. استعمال نشانه‌هاى شماره‌هاى 2، 3، 4، 5، 6 الزامى نيست و اين علائم را عمدتاً براى رفع ابهام به‌كار مى‌برند. 
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. آنچه دربارۀ تلفّظ حروف در اينجا آمده مطابق با زبان معيار رايج در تهران است. در نواحى مختلف ايران ميان تلفّظ بعضى از حروف فرق مى‌گذارند كه در اينجا نيازى به ذكر آن نيست.
* در فرهنگ‌هاى كنونى فارسى حرف اول الفبا را با نشانۀ مد «آ» يک حرف قرار داده‌اند و ابتدا هم آن را مى‌آورند و در آموزش زبان فارسى هم از اين شيوه استفاده مى‌شود.
** نشانۀ نوشتارى «ة/ ـة» در كلمه‌هايى چون صلوة، دايرةالمعارف، بقيّةالله، سريع‌الحركة عيناً از عربى وارد خطّ فارسى شده‌است.