امروز دوشنبه ՝ 1396/08/29    ■ Mon, Nov 20, 2017   



  
اندازه نوشته   A | A
آخرین اخبار 
آموزش واژه‌گزینی در رادیو فرهنگ
واژه‌گزینی در حوزه‌های علمی و فنی و هنری اصول و ضوابطی دارد که آشنایی با آن‌ها برای علاقه‌مندان به زبان فارسی جذاب و آموختنی است. ازاین‌رو، به کوشش رادیو فرهنگ، سلسله‌گفتارهای دکتر غلامعلی حداد عادل در درس «کلیات و کارگاه واژه‌گزینی» که در نیم‌سال تحصیلی ۹۵-۹۶ مقطع کارشناسی ارشد رشتة واژه‌گزینی و اصطلاح‌شناسی تدریس شد، ضبط و برا ...

بازدید استادان افغانستانی از فرهنگستان زبان و ادب فارسی
چهارشنبه، هفدهم آبان‌ماه ۱۳۹۶، هیئتی از کشور افغانستان، متشکل از استادان زبان و ادبیات فارسی و رؤسای دانشگاه‌های دولتی و خصوصی این کشور، میهمان فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. آقایان دکتر اسدی، رئیس دانشگاه آموزش‌وپرورش کابل؛ دکتر عاکف جهاد، رئیس دانشگاه خصوصی راه سعادت در تخار؛ دکتر طالقانی، رئیس بنیاد نخبگان افغانستان؛ دکتر ی ...

الزام هیئت دولت به رعایت قانون «ممنوعیت به‌کارگیری اسامی بیگانه»
علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، در نامه‌ای خطاب دکتر حسن روحانی، قانون «ممنوعیت به‌کارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه» را یادآوری کرده است. رئیس مجلس شورای اسلامی در این نامه که مربوط به مصوبۀ تیرماه هیئت دولت دربارۀ تعیین تعرفۀ خدمات درمانی در بخش دولتی و خصوصی و غیردولتی است، ایراد وارد بر این مصوّبه در به‌کارگ ...

برگزاری نخستین کارگاه آموزشی زبان فارسی (در جايگاه زبان علم) با عنوان «کارسوق واژه‌گزینی»
جمعه و شنبه، دوازدهم و سیزدهم آبان‌ماه ۱۳۹۶، مرکز ملی استعدادهای درخشان و دانش‌پژوهان جوان (سمپاد) وزارت آموزش‌وپرورش و فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نخستین کارسوق واژه‌گزینی را، با شرکت دانش‌آموزان منتخب پایۀ دهم دبیرستان‏های دورۀ دوم پرورش استعدادهای درخشان شهر تهران، برگزار کردند.
آخرين به روز رسانی ۱۳۹۰/۸/۳ - ۱۱:۱۱
ترکیبات*
 
در باب پیوسته‌نویسى و یا جدانویسى ترکیبات در زبان فارسى سه فرض قابل تصوّر است:
    1. تدوین قواعدى براى جدانویسى همهٔ کلمات مرکب و تعیین موارد استثنا؛
    2. تدوین قواعدى براى پیوسته‌نویسى همهٔ کلمات مرکب و تعیین موارد استثنا؛
    3. تدوین قواعدى براى جدانویسى الزامى بعضى از کلمات مرکب و پیوسته‌نویسى بعضى دیگر و دادن اختیار در خصوص سایر کلمات به نویسندگان.
    فرهنگستان در تدوین و تصویب «دستور خطّ فارسى»، فرض سوم را برگزیده و تنها موارد الزامى جدانویسى و یا پیوسته‌نویسى را به شرح زیر معین کرده است:
 
الف) کلمات مرکبى که الزاماً پیوسته نوشته مى‌شود:
    1. کلمات مرکبى که از ترکیب با پیشوند ساخته مى‌شود همیشه جدا نوشته مى‌شود، مگر مرکب‌هایى که با پیشوندهاى «به»، «بى» و «هم»، با رعایت استثناهایى، ساخته مى‌شود و احکام آن در «املاى بعضى از واژه‌ها و پیشوندها و پسوندها» (ص 22 و 23) آمده است.
    2. کلمات مرکبى که از ترکیب با پسوند ساخته مى‌شود همیشه پیوسته نوشته مى‌شود، مگر هنگامى که:
    الف) حرف پایانى جزء اوّل با حرف آغازى جزء دوم یکسان باشد:
          نظام‌مند، آب‌بان
    ب) جزء اوّل آن عدد باشد:
          پنج‌گانه، ده‌گانه، پانزده‌گانه
          استثنا: بیستگانى (واحد پول)
      تبصره: پسوند «وار» ازحیث جدا و یا پیوسته‌نویسى تابع قاعده‌اى نیست، در بعضى کلمه‌ها جدا و در بعضى دیگر پیوسته نوشته مى‌شود:
          طوطى‌وار، فردوسى‌وار، طاووس‌وار، پرى‌وار
          بزرگوار، سوگوار، خانوار
    3. مرکب‌هایى که بسیط‌گونه است:
          آبرو، الفبا، آبشار، نیشکر، رختخواب، یکشنبه، پنجشنبه، سیصد، هفتصد، یکتا،
          بیستگانى
    4. جزء دوم با «آ» آغاز شود و تک‌هجایى باشد:
          گلاب، پساب، خوشاب، دستاس
    تبصره: جزء دوم، اگر با «آ» آغاز شود و بیش‌از یک هجا داشته باشد، از قاعده‌اى تبعیت نمى‌کند: گاهى پیوسته نوشته مى‌شود، مانند دلاویز، پیشاهنگ، بسامد، و گاهى جدا، مانند دانش‌آموز، دل‌آگاه، زبان‌آور.
    5. هرگاه کاهش یا افزایش واجى یا ابدال یا ادغام و مزج یا جابه‌جایى آوایى در داخل آنها روى داده باشد:
          چنو، هشیار، ولنگارى، شاهسپرم، نستعلیق، سکنجبین
    6. مرکبى که دست‌کم یک جزء آن کاربرد مستقل نداشته باشد:
          غمخوار، رنگرز، کهربا
    7. مرکب‌هایى که جدا نوشتن آنها التباس یا ابهام معنایى ایجاد کند:1
          بهیار (به‌یار)، بهروز (به‌روز)، بهنام (به‌نام)
    8. کلمه‌هاى مرکبى که جزء دوم آنها تک‌هجایى باشد و به‌صورت رسمى یا نیمه‌رسمى، جنبهٔ سازمانى و ادارى و صنفى یافته باشد:
          استاندار، بخشدار، کتابدار، آشپز
 
ب) کلمات مرکبى که الزاماً جدا نوشته مى‌شود:
     1. ترکیب‌هاى اضافى (شامل موصوف و صفت، و مضاف و مضاف‌ٌ‌الیه):
          دست‌کم، شوراى عالى، حاصل ضرب، صرف ‌نظر، سیب‌زمینى، آب‌میوه، آب‌لیمو
    2. جزء دوم با «الف» آغاز شود:
          دل‌انگیز، عقب‌افتادگى، کم‌احساس
    3. حرف پایانى جزء اول با حرف آغازى جزء دوم همانند یا هم‌مخرج باشد:
          آیین‌نامه، پاک‌کن، کم‌مصرف، چوب‌برى، چوب‌پرده
    4. مرکب‌هاى اتباعى و نیز مرکب‌هاى متشکل از دو جزء مکرر:
          سنگین‌رنگین، پول‌مول، تک‌تک، هق‌هق
    5. مصدر مرکب و فعل مرکب:
          سخن گفتن، نگاه داشتن، سخن گفتم، نگاه داشتم
    6. مرکب‌هایى که یک جزء آن‌ها کلمهٔ دخیل باشد:
          خوش‌پُز، شیک‌پوش، پاگون‌دار
    7. عبارت‌هاى عربى که شامل چند جزء باشد:
          مع‌ذلک، من‌بعد، على‌هذا، ان‌شاء‌الله، مع‌هذا، بارى‌تعالى، حقّ‌تعالى، على‌اىّ‌حال
تبصره: هر دو صورت نوشتارى «باسمه‌تعالى» و «بسمه‌تعالى» جایز است.
    8. یک جزء از واژه‌هاى مرکب عدد باشد:
          پنج‌تن، هفت‌گنبد، هشت‌بهشت، نُه‌فلک، ده‌چرخه
   تبصره: به‌استثناى عدد یک، که بسته به مورد و با توجّه به قواعد دیگر، با هر دو املا صحیح است:
          یکسویه/ یک‌سویه؛ یکشبه/ یک‌شبه؛ یکسره/ یک‌سره؛ یکپارچه/ یک‌پارچه
    9. کلمه‌هاى مرکبى که جزء اوّل آنها به «هاى غیرملفوظ» ختم شود (هاى غیرملفوظ در حکم حرف منفصل است):
          بهانه‌گیر، پایه‌دار، کناره‌گیر
    تبصره: کلمه‌هایى مانند تشنگان، خفتگان، هفتگى، بچگى که در ترکیب، هاى غیرملفوظ آنها حذف شده و به‌جاى آن «گ» میانجى آمده است، از این قاعده مستثناست.
    10. کلمه با پیوسته‌نویسى، طولانى یا نامأنوس یا احیاناً پردندانه شود:
          عافیت‌طلبى، مصلحت‌بین، پاک‌ضمیر، حقیقت‌جو
    11. هرگاه یکى از اجزاى کلمهٔ مرکب داراى چند گونهٔ مختوم به حرف منفصل و حرف متصّل باشد، چون جدانویسى گونه یا گونه‌هاى مختوم به حرف منفصل اجبارى است به تبع ‌آن جدانویسى گونه یا گونه‌هاى دیگر نیز منطقى‌تر است:
          پابرهنه/ پاىْ‌برهنه؛ پامال/ پاىْ‌مال
    12. یک جزء کلمهٔ مرکب صفت مفعولى یا صفت فاعلى باشد:
          اجل‌رسیده، نمک‌پرورده، اخلال‌کننده، پاک‌کننده
    13. یک جزء آن اسم خاص باشد:
          سعدى‌صفت، عیسى‌دم، عیسى‌رشتهٔ مریم‌بافته
    14. جزء آغازى یا پایانى آن بسامد زیاد داشته باشد:
          نیک‌بخت، هفت‌پیکر، شاه‌نشین، سیه‌چشم
    15. هرگاه با پیوسته‌نویسى، اجزاى ترکیب معلوم نشود و احیاناً ابهام معنایى پدید آید:
          پاک‌نام، پاک‌دامن، پاک‌راى، خوش‌بیارى
 
 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* در اینجا ترکیبات شامل مرکب و مشتق است و به معنایى اعم از معناى مورد نظر نویسندگان کتاب‌هاى دستور زبان به کار رفته ‌است.
1. این التباس بیشتر در بــِهْ، ‌کهْ و کهْ (صورت کهْ بیشتر در قدیم و عمدتاً در شعر به کار رفته است) مشاهده مى‌شود: بهساز، کهربا، کهکشان، کهگِل، کهریز، کهسار.
 
تاريخچه   |    اساسنامه   |    دربارۀ وبگاه   |    نشر آثار   |    خبرنامهٔ گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی