امروز یکشنبه ՝ 1396/04/04    ■ Sun, Jun 25, 2017   



  
اندازه نوشته   A | A
آخرین اخبار 
نخستین هم‌اندیشی ادبیات تطبیقی
دوشنبه، بیست و نهم خردادماه ۱۳۹۶، نخستین هم‌اندیشی ادبیات تطبیقی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار خواهد شد.

دورۀ آموزشی اصطلاح‌شناسی در فرهنگستان زبان و ادب فارسی
پژوهشکدۀ مطالعات واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در نظر دارد دورۀ آموزشی «اصطلاح‌شناسی کاربردی» را با تدریس دکتر کریستین گالینسکی، اصطلاح‌شناس سرشناس و مدیر مؤسسۀ اینفوترم، و معاون وی، خانم استلا خیرالدو، به مدت ۲۰ ساعت به زبان انگلیسی برگزار کند. زمان تشکیل کلاس‌های این دوره از شنبه، پانزدهم مهرماه تا چهارشنبه، نوزدهم مهر ...

نشست مشترک مرکز آموزش زبان فارسی فردوسی با گروه آموزش زبان وادبیات فارسی
دوشنبه، اول خردادماه ۱۳۹۶، دکتر احسان قبول، رئیس مرکز آموزش زبان فارسی فردوسی مشهد، در فرهنگستان زبان و ادب فارسی حضور یافت و در نشست مشترکی با گروه آموزش زبان و ادب فارسی، گزارشی از فعالیت‌های این مرکز ارائه کرد. مرکز آموزش زبان فارسی فردوسی در سال ۱۳۹۲ گشایش یافته است.

گزارش مراسم روز پاسداشت زبان فارسی
دوشنبه، بیست‌وپنجم اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶، به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی، مراسمی با همین عنوان و با حضور رؤسا و معاونان و اعضای پیوسته و وابستۀ فرهنگستان‌های چهارگانه، شماری از سفرای فارسی‌دان دیگر کشورها، و همچنین معاون صدای جمهوری اسلامی ایران و برخی از دست‌اندرکاران صداوسیما، در تالار مشترک فرهنگستان‌ها برگزار شد.
آخرين به روز رسانی ۱۳۹۰/۸/۳ - ۱۰:۴۸
مجموعهٔ ام، اى، است،...
 
صورت‌هاى متّصل فعل «بودن» در زمان حال (ام، اى، است، ایم، اید، اند)، به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
 
کلمات مختوم به
صامت میانجى
مثال
صامت منفصل
ــ
خشنودم
خشنودى
خشنود است
 
 
خشنودیم
خشنودید
خشنودند
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رهرو»
 
رهروم
رهروى
رهرو است
به کار رفته‌است
ــ
رهرویم
رهروید
رهروند
‌صامت متّصل
ــ
پاکم
پاکى
پاک است
 
 
پاکیم
پاکید
پاک‌اند
«آ»
«ى»
دانایم
دانایى
داناست*
 
 
داناییم
دانایید1
دانایند
«و» با صدایى نظیر آنچه در «دانشجو»
«ى»
دانشجویم
دانشجویى
دانشجوست*
به­کار رفته­است
 
دانشجوییم
دانشجویید
دانشجویند
«و» با صدایى نظیر آنچه در «تو»
همزه
توام
تواى/ تویى
توست*
به­کار رفته­ است
 
توایم
(شماکارمند) مترواید2
تواند
«ـــِــ» (هاى
غیرملفوظ)
همزه
خسته‌ام
خسته‌اى
خسته ‌است
 
 
خسته‌ایم
خسته‌اید
خسته‌اند
«اِى»
همزه
تیزپى‌ام
تیز‌پى‌اى
تیزپى ‌است
 
 
تیزپى‌ایم
تیزپى‌اید
تیزپى‌اند
«اى»
همزه
کارى‌ام
کارى‌ای
کارى ‌است
 
 
کارى‌ایم
کارى‌اید
کارى‌اند
 
ضمایر ملکى و مفعولى
ضمایر ملکى و مفعولى3 [ــَ­م، ــَـت، ــَـش، ــِـمان (مان)، ــِـتان (تان)، ــِـشان (شان)[،‌ در حالات شش‌گانه، همراه با واژه‌هاى پیش از خود به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
 
کلمات مختوم به
صامت میانجى
مثال
صامت منفصل
ــ
برادرم
برادرت
برادرش
 
 
برادرمان
برادرتان
برادرشان
صامت متّصل
ــ
کتابم
کتابت
کتابش
 
 
کتابمان
کتابتان
کتابشان
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رهرو»
ــ
رهروم
رهروت
رهروش
به‌ کار رفته است
 
رهرومان
رهروتان
رهروشان
«آ»
«ى»4
پایم
پایت
پایش
 
 
پایمان
پایتان
پایشان
«و» با صدایى نظیر آنچه
«ى»
عمویم
عمویت
عمویش
در«عمو» به کار رفته است
 
عمویمان
عمویتان
عمویشان
«ــِـ» (های غیرملفوظ)
همزه
خانه‌ام
خانه‌ات
خانه‌اش
پیش از ضمایر ملکى مفرد
 
خانه‌مان
خانه‌تان
خانه‌شان
«اِى» پیش از ضمایر ملکى مفرد
همزه
پى‌ام
پى‌ات
پى‌اش
 
 
پى‌‌مان
پى‌‌تان
پى‌شان
«اى» پیش از ضمایر ملکى مفرد
همزه
کشتى‌ام
کشتى‌ات
کشتى‌اش
 
کشتى‌مان
کشتى‌تان
کشتى‌شان
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رادیو»
به کار رفته است
همزه5
رادیوام
رادیوات
رادیواش
پیش­از ضمایر ملکى مفرد
 
رادیومان
رادیوتان
رادیوشان
 
یاى نکره و مصدرى و نسبى
یاى نکره (همچنین یاى مصدرى و نسبى) در حالات گوناگون به صورت‌هاى زیر نوشته مى‌شود:
 
کلمات مختوم به
صامت میانجى
مثال
صامت منفصل
صامت متّصل
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رهرو» به ­کار رفته است.
ـــ
ـــ
 
ـــ
برادرى
کتابى
 
رهروى
«ـــِــ» (هاى غیرملفوظ)6
«اِى»
«اى»
«و» با صدایى نظیر آنچه در «رادیو» به کار رفته است
«آ»
«و» با صدایى نظیر آنچه در «دانشجو» به ­کار رفته است 
همزه
همزه
همزه
 
«ى»
«ى»
 
«ى»
خانه‌اى
تیزپى‌اى
کشتى‌اى
 
رادیویى
دانایى
 
دانشجویى
 
کسرهٔ اضافه
 
نشانهٔ کسرهٔ اضافه در خط آورده نمى‌شود، مگر براى رفع ابهام در کلماتى که دشوارى ایجاد مى‌کند:
          اسبِ سوارى/ اسب‌ْسواری
    ـ کلماتى مانند رهرو، پرتو، جلو، در حالت مضاف، گاهى با صامت میانجى «ى» مى‌آید، مانند «پرتوى آفتاب» و گاهى بدون آن، مانند «پرتو آفتاب». آوردن یا نیاوردن صامت میانجى «ى» تابع تلفّظ خواهد بود.
    ـ براى کلمات مختوم به هاى غیرملفوظ، در حالت مضاف، از علامت «ء»7 استفاده مى‌شود:
          خانهٔ من، نامهٔ او
    ـ «ى»، در کلمه‌هاى عربى مختوم به «ى» (که «آ» تلفّظ مى‌شود)، در اضافه به کلمهٔ بعد از خود، به «الف» تبدیل مى‌شود:
          عیساى مسیح، موساى کلیم، هواى نَفْس، کبْراى قیاس
 
   
نشانهٔ همزه*
 
همزهٔ میانى
    الف) اگر حرف پیش‌از آن مفتوح باشد، روى کرسى «ا» نوشته مى‌شود، مگر آنکه پس ­از آن مصوّت «اى» و «او» و «ــِـ» باشد که دراین­صورت روى کرسى «یـ» نوشته مى‌شود:
          رأفت، تأسّف، تلألؤ، مأنوس، شأن
          رئیس، لئیم، رئوف، مئونت، مطمئن، مشمئز
    تبصره: در کلمات عربى بر وزن «مُتَفَعِّل» نظیر متأثّر، متأخّر، متألّم که در تداول، اولین فتحهٔ آنها به کسره تبدیل شده، همان صورت عربى آن ملاک قرار گرفته است.
    ب) اگر حرف پیش از آن مضموم باشد، روى کرسى «و» نوشته مى‌شود، مگر آنکه پس از آن مصوّت «او» باشد که دراین­صورت روى کرسى «ى» نوشته مى‌شود:
          رؤیا، رؤسا، مؤسّسه، مؤذّن، مؤثّر، مؤانست
          شئون، رئوس
    ج) اگر حرف پیش از آن مفتوح یا ساکن و پس از آن حرف «آ» باشد، به­صورت ـآ/ آ نوشته مى‌شود:
          مآخذ، لآلى، قرآن، مرآت
    در بقیهٔ موارد و در کلّیهٔ کلمات دخیل فرنگى با کرسى «ى » نوشته مى‌شود:
          لئام، رئالیست، قرائات، استثنائات، مسئول، مسئله، جرئت، هیئت
          لئون، سئول، تئاتر، نئون8
          استثنا: توأم
 
همزهٔ پایانی
    الف) اگر حرف پیش از آن مفتوح باشد (مانند همزهٔ میانى ماقبل­مفتوح)، روى کرسى «ا» نوشته مى‌شود:
           خلأ، ملأ، مبدأ، منشأ، ملجأ
    ب) اگر حرف پیش از آن مضموم باشد (مانند همزهٔ میانى ماقبل­مضموم)، روى کرسى «و» نوشته مى‌شود:
          لؤلؤ، تلألؤ
    ج) اگر حرف پیش از آن مکسور باشد، روى کرسى «ى» نوشته مى‌شود:
          متلألئ9
    د) اگر حرف پیش از آن ساکن یا یکى از مصوّت‌هاى بلند «آ» و «او» و «اى» باشد، بدون کرسى نوشته مى‌شود:
          جزء، سوء، شیء، بُطء، بطیء، سماء، ماء، املاء، انشاء10
 
    تبصرهٔ 1: کلماتى مانند انشاء، املاء، اعضاء در فارسى بدون همزهٔ پایانى هم نوشته مى‌شود که صحیح است. 
    تبصرهٔ 2: هرگاه همزهٔ پایانى ماقبل ­ساکن (بدون کرسى) یا همزهٔ پایانى ماقبل مفتوح (با کرسى «ا») و یا همزهٔ پایانى ماقبل مضموم (با کرسى «و») به یاى وحدت یا نکره متّصل شود، کرسى «ى» مى‌گیرد و کرسى قبلى آن نیز حفظ مى‌شود.
          جزئى، شیئى، منشائى، مائى، لؤلوئی
    راهنماى کتابت همزه، در صفحات بعد، در جدول شمارهٔ 3، ارائه شده است.

جدول 3. راهنماى کتابت همزه
 
کرسى «ا»
کرسى «و»
کرسى «ی‍»
بدون کرسى
«أ، ـأ»
«آ، ـآ»
«ؤ، ـؤ»
«ئ‍، ـئ‍»
«ء»
بأس
قرآن
تلألؤ
ائتلاف
بُطء
تأثیر
لآلى
رؤسا
ارائه
بَطىء
تأخّر
مآل
رؤیا
اسائه
جزء
تأخیر
مرآت
رؤیت
استثنائات
سوء
تأدیب
مآخذ
سؤال
استثنائی
شىء
تأذّی
مآثر
فؤاد
القائات
ضوء
تأسّف
منشآت
لؤلؤ
اورلئان
فىء
تأسیس
مآب
لؤم
ایدئالیسم
ماء
تأکید
مآرب
مؤالفت
بئاتریس
 
تألّف
 
مؤانست
بئر
 
تألیف
 
مؤتلف
پرومتئوس
 
تأمّل
 
مؤتمن
پنگوئن
 
تأمین
 
مؤثّر
تبرئه
 
تأنّی
 
مؤدّب
تخطئه
 
تأنیث
 
مؤدّی
تئاتر
 
تأویل
 
مؤذّن
تئودور
 
تفأّل
 
مؤسّس
توطئه
 
تلألؤ
 
مؤسّسه
جزئى
 
توأم
 
مؤکد
سوئى
 
 
 
بدون کرسى
کرسى «ى»
کرسى «و»
کرسى «ا»
«ء»
«ئ‍، ـئ‍»
«ؤ، ـؤ»
«آ، ـآ»
« أ، ـأ»
 
جرئت
مؤلّف
 
خلأ
 
دنائت
مؤمن
 
رأس
 
دوئل
مؤنّث
 
رأى
 
رافائل
مؤوّل
 
سبأ (قرآنى)
 
رئالیست
مؤید
 
شأن
 
رئالیسم
 
 
مأثور
 
رئوس
 
 
مأجور
 
رئوف
 
 
مأخذ
 
رئیس
 
 
مأخوذ
 
ژوئن
 
 
مأذون
 
ژئوفیزیک
 
 
مأکول
 
سئانس
 
 
مألوف
 
سئول
 
 
مأمن
 
سوئد
 
 
مأمور
 
سیئات
 
 
مأنوس
 
شائول
 
 
مأوا
 
شئون
 
 
مأیوس
 
قرائت
 
 
مبدأ
 
قرائات
 
 
متأثّر
 
کاکائو
 
 
متأخّر
 
کلئوپاترا
 
 
متأذّى
 
لائوس
 
 
متألّم
 
 
بدون کرسى
کرسى «ى»
کرسى «و»
کرسى «ا»
«ء»
«ئ‍، ـئ‍»
«ؤ، ـؤ»
«آ، ـآ»
« أ، ـأ»
 
لئام، لئیم
 
 
متأمّل
 
لئون
 
 
متأهّل
 
لوئى
 
 
متلألئ
 
مائومائو
 
 
مستأصل
 
مسائل
 
 
ملأ
 
مسئول
 
 
ملجأ
 
مئونت
 
 
منشأ
 
مرئوس
 
 
نبأ (قرآنى)
 
مرئى
 
 
یأس
 
مشمئز
 
 
 
 
ناپلئون
 
 
 
 
نشئه
 
 
 
 
نشئت
 
 
 
 
نوئل
 
 
 
 
نئون
 
 
 
 
ویدئو
 
 
 
 
هیئت
 
 
 
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* کلمه‌هاى ستاره‌دار در این جدول از قاعده مستثنا هستند.
1. چنانچه کلمه‌اى مختوم به مصوّت باشد و جزء پس از آن نیز با مصوّت آغاز شده باشد، مى‌توان در فاصلهٔ میان دو مصوّت از دو نوع صامت میانجى (با ارزش یکسان) استفاده کرد: یکى صامت «ى» و دیگرى صامت «همزه»؛ نظیر دانایید/ دانائید؛ زیبایى/ زیبائى؛ تنهایى/ تنهائى، که در بعضى همزه غلبه دارد و در بعضى دیگر «ى» و از کلمه‌اى به کلمهٔ دیگر فرق مى‌کند. در اینجا، براى حفظ یکدستى و سهولت آموزش، صامت میانجى «ى» انتخاب شده است.
2. چون «تواید» معنا ندارد، «مترواید» آورده شد.
3. در دستورهاى اخیر زبان فارسى، به‌جاى اصطلاحاتى نظیر «ضمیر ملکى» یا «ضمیر مفعولى»، اصطلاح «ضمیر شخصى متّصل» به ‌کار مى‌رود.
4. این «ى» ممکن است در مواردى حذف شود. در تداول عامّه «بابام» به‌جاى «بابایم» گفته مى‌شود. در ادبیات داستانى هم، زمانى که نویسنده زبان گفتار را ضبط مى‌کند، وضع به همین منوال است. در شعر به‌ضرورت شعرى این حذف صورت مى‌گیرد، مثلاً استعمال «بازوت» به‌جاى «بازویت» در این مصراع: «آفرین بر دست و بر بازوت باد».
5. در محاوره، اصولاً همزه و مصوّت آغازى حذف مى‌شود، مثلاً گفته مى‌شود «رادیوم خراب شد» و نه «رادیوام خراب شد».
6. هاى غیرملفوظ، در الحاق به «یاى مصدرى»، حذف مى‌شود و «گ» میانجى به‌جاى آن مى‌آید: بندگى. در چند کلمه، هاى غیرملفوظ در الحاق به «یاى نسبت» افتاده و «گ» میانجى اضافه شده است: «خانگى»، «همیشگى»، «هفتگى».
7. این علامت کوتاه‌شدهٔ «ى» است.
* گاهى، خصوصاً در خوشنویسى، در زیر همزهٔ پایانى «ء»، بدون اینکه به کلمهٔ دیگرى اضافه شده باشد، علامتى شبیه کسره مى‌گذارند که صحیح نیست.
8. کلمهٔ هیدروژن گاهى ئیدورژن نوشته مى‌شود که صحیح نیست.
9. کلمهٔ منشى در اصل مُنشِئ بوده‌است که در فارسى «ء» به «ى» بدل شده است.
10. همزهٔ پایانى بدون کرسى در کلمات انشاء، املاء، اعضاء، در فارسى، در اضافه به کلمهٔ بعداز خود، غالباً حذف مى‌شود و به‌جاى آن «ى» میانجى مى‌آید، مانند انشاى خوب، اعضاى بدن، ولى حفظ همزهٔ آن هم صحیح است: انشاءِ خوب، اعضاءِ بدن.
 
تاريخچه   |    اساسنامه   |    دربارۀ وبگاه   |    نشر آثار   |    خبرنامهٔ گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی