امروز پنجشنبه ՝ 1391/02/28    ■ Thu, May 17, 2012    اعلام عناوین و سخنرانان نشست‌های ماهانهٔ فرهنگستان تا پایان سال

فراخوان گروه زبان‌ها و گویش‌های ایرانی فرهنگستان

دوازدهمین نشست ماهانهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
  
جست‌و‌جو در وبگاه نسخه قابل چاپ

آخرين به روز رسانی ۱۳۸۹/۷/۲۴ - ۰۹:۰۶
آسیب‌شناسی زبان فارسی (4)
ملّانقطی/ ملّالغتی نباشیم، اما پیرایشگر باشیم
 
تنظیم: مرتضی قاسمی
اشاره:
در پی بحث دربارهٔ آسیبشناسی زبان فارسی، در شورای فرهنگستان، آنچه میآید متن سخنرانی استاد بهاءالدّین خرمشاهی، در ادامهٔ بحثهای پیشین است که در سیصدوهفتاد و سومین نشست شورای فرهنگستان ایراد شد.
 
در این مقالهٔ کوتاه مراد نویسنده و مقصود از این عنوان این است که سختگیر و وسواسی نباشیم و مدام در هر کاربرد زبانی، اعم از شفاهی یا کتبی، متّه بر خشخاش نگذاریم و در پی آن نباشیم که موشکافی کنیم یا گرفتار این توهّم شویم که باید بر وفق وظیفهٔ بهداشتگرایی، مو از ماست بیرون بکشیم و در نهایت چندان از سایهٔ خود بترسیم که کار و بار سخن گفتن یا چیز نوشتن بر ما دشوار شود و دیگر نتوانیم از ملکهٔ زبانی خود، راحت و روان استفاده کنیم، و مانند ارغنوننواز مورد نظر و اشارهٔ فارابی شویم که در حین نواختن، مادام که در قواعد نظری موسیقیایی ارغنوننوازی باریک نمیشد، بهآسانی ساز خود را مینواخت، و هر دم که در قاعدهٔ پردهها و پردهگردانی و چم و خم نوازندگی باریک میشد، در نوازندگی و رواننوازی او خدشه و خلل وارد میشد، تا حدی که از کار بازمی‌ماند.
    در کار و بار زبان، چه گفتن و چه نوشتن، هم بر وفق این مثال نباید بیش از حد باریک شویم و از اغلاط مشهور تا حد وسواس بیمارگونه پروا داشتهباشیم. مثلاً در همینجا از کاربرد پروا، پرهیز کنیم و بگوییم معنای اولیه و کهن پروا، همانا اعتناست، نه هراس. غافل از آنکه پدید آمدن معانی دوم و سوم و حتی بیشتر، برای کلمههایی که فقط یک معنا داشتهاند، از رخدادها و تحولات رایج در حیطهٔ هر زبانی است. فیالمثل بعضی از پیرایشگران افراطی به کلمات تنقید و منقّد ایراد میگیرند و میگویند در فرهنگهای کهن عربی نیست، ولی تصرف ما فارسیزبانان در مفردات و ترکیبات عربی بسیار وسیع است و به ما اجازهٔ این کار را میدهد. احتمالاً برای مخاطبان زبانشناسی و ادیب این مقاله، این سؤال پیش آمدهاست که معنای دقیق «ملّانقطی» و «ملّالغتی» چیست و کدامیک از این دو درست یا درستتر است. در لغتنامهٔ دهخدا ذیل ملّانقطی، چنین تعریف و توضیحهایی آمده است: «[صفت مرکّب] کسی که با کم و زیاد شدن یک نقطهٔ نوشته، از خواندن آن عاجز آید. آدم کمسواد (نقل از فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). آنکه تا تمام نقطهها و اِعراب و حرکات کلمهای نوشتهنباشد، نتواند خواند. آنکه به جزئیات رسوم و آداب قانون یا قاعده یا رسمی پایبند و مقیّد است و تا رعایت همه نشود، امر را ناقص شمارد، درصورتیکه همه برای صحت امر ضروری نیست. آنکه تا تمام جزئیات امر را نداند شناختن آن نتواند (سه تعریف اخیر از یادداشتهای نگاشته به خط مرحوم دهخدا). در این لغتنامه، مدخل یا ارجاعی تحت عنوان «ملّالغتی» نیامدهاست. فرهنگ فارسی، تألیف شادروان استاد محمد معین هم مدخل یا ارجاعی از «ملّالغتی» ندارد، اما در تعریف ذیل «ملّانقطی» دارد: (صفت نسبی). 1. آخوندی که در مورد ثبت نقطههای حروف در کلمات اصرار تام دارد، ولی به معنی و مفهوم آنها اعتنایی ندارد. 2. (کنایه) کسی که دربارهٔ سنّتهای کهن ادبی مُصرّ است [مثال] «ممکن است ملّانقطیهای چنانی استعمال کلمهٔ مصرع را بهجای مصراع غلط بشمارند.» (نقل از جمالزاده). در فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی دکتر حسن انوری، هر دو کلمه بهصورت مدخل وارد شدهاست. «ملّالغتی (عربیـ فارسی؛ صفت) (گفتگو) [سپس علامت زنگ/ زنگوله وارد شده که معنایش در این فرهنگ چنین است: «ادیبان استعمال این واژه یا ترکیب را جایز نمیدانند، یا مطابق قواعد دستور زبان ساخته نشدهاست.»] این توضیح دربارهٔ «ملّالغتی» است که در برابر آن آمدهاست: ملّانقطی و به آن ارجاع داده شدهاست. اما این شاهد را هم از آثار محمد حجازی برای آن نقل کردهاست: «گفت بسیار خوب! بعد از این مقالات را میدهیم آخوند ملّالغتی تصحیح کند.» تعریفها و شواهد دوگانهٔ این فرهنگ ازاینقرار است: «... آنکه به ثبت نقطههای کلمات اصرار دارد، و به مجاز، آنکه به صورت و ظاهر کلمات و عبارات بیش از معانی آنها توجه دارد؛ ایرادگیر و ظاهربین: بسمالله! این هم یک ملّانقطی دیگر؛ (محمد قاضی...) ـ محض رضای خدا سرم را با انتقادات ادبی و نکتههای ملّانقطی در باب عروض و قافیه درد نیاوری.» (جمالزاده).
    استاد ابوالحسن نجفی در غلط ننویسیم چنین آوردهاند: «نُقَط، به ضم اول و فتح دوم، جمع نقطه است و ملّانقطی در استعمال فارسیزبانان در وصف کسی گفته میشد که فقط از عهدهٔ خواندن متنی که کلمات آن نقطهدار بودهاست برمیآمده، و لذا بر کاتبانی که نقطهها را از قلم میانداختهاند ایراد میگرفتهاست»، سپس توسّعاً کسی را میگویند «که به ظاهر کلام بیش از اندازه اهمیت میدهد و چهبسا که از معنای آن غافل میماند. این اصطلاح را در تداول معمولاً مُلّالغتی تلفظ میکنند و گاهی نیز به همین صورت مینویسند و البته غلط است.»
    در گسترهٔ ناکرانمند و ناپیدا کردن جهان هست، نظمی سراسری و شگفتآور حاکم است که حتی در فلسفه و کلام از تماشا و تأمل در نظم این نظام، برهان نظم برای اثبات وجود ناظم و طرّاح و مدبّر کیهانی، اعم از محرّک اوّل ارسطو، یا خدای ادیان، تدوین و تنسیق کردهاند، اما گویی در جنب نظم کیهانی، نمونهها و نشانههایی از بینظمی و کژی و کاستی یا کژآهنگی و نابسامانی وجود دارد. مانند پدید آمدن سیاهچالهها، ضدّ ماده، فروپاشی و مرگ ستارگان، سقوط شهابسنگها به زمین، به هم خوردن کهکشانها و پدید آمدن کهکشانها و منظومهها و سیارههای جدید و در جنب آنها میلیاردها تُن غبار کیهانی. در طبیعت نیز اگر از منظر انسانی بنگریم، به یک تعبیر، خطا یا رخنه و خللهایی وجود دارد، مانند نازک شدن لایهٔ ازون، گرم شدن هوای زمین و ذوب شدن یخهای قطبی، آلوده شدن اقیانوسها و دریاها، تبخیر شدن دریاچهها، مانند دریاچهٔ ارومیه و بختگان و مرداب گاوخونی، و رودهایی چون زایندهرود، فعال شدن آتشفشانها، صدمهٔ پرتو خورشید به پوست انسانها ـ که بهنادرست تا مدتها مفید انگاشته میشد ـ نیز رخداد زلزله و رانش گسلها و جاری شدن سیلها و دهها نظایر آن، از جمله آتشسوزی جنگلها.
    در حوزهٔ دیگر، یعنی حوزهٔ زیستشناسی، باز از منظر بشر رخنهها و خللها وجود دارد، مانند معلولیت انسانها (به نحو مادرزاد یا براثر حادثه)، رخداد جنگها و کشیده شدن بشر به تولید و کاربرد جنگافزارها، بیماریها و وجود میکروبها. در حوزهٔ اجتماعی انسانی وجود جنگها که به آن اشاره شد، و فقر و قحطی و فاصلهٔ طبقاتی، انواع قانونشکنیها و بزهکاری. همچنین بیکاری، تورم، گرانی، رکوردهای بزرگ.
    دستهٔ دیگری از خطاها یا خللها یا نابسامانی و نابهنجاریها که مستقیماً به انسان و حیات فردی و اجتماعی او ربط دارد، شرور اخلاقی است که شایعترین آنها دروغگویی، غیبت، ریا، سخنچینی و دوبههمزنی و عیبجویی و انواع خشونت، فحشا، قاچاق و مصرف مواد مخدر و روانگردان و مشروبات الکلی و دهها مورد دیگر است.
    حتی در عالم علم هم شر و خطا وجود دارد. از جمله در حوزهٔ منطق و ریاضیات که اتفاق و دقت علمی آنها بالاتر از علوم طبیعی و اجتماعی و سایر علوم انسانی است، وجود انواع مغالطهها و سفسطهها، نیز پارادوکسها، یا فیالمثل جذرهای اصم، تعیین‌‌ناپذیری عدد پی، و معماهایی چون تربیع دایره، از آن جمله است. نظامها یا ابزارهای نوساختهای مانند رایانه و اینترنت نیز در معرض اخلالها یا اختلالهایی چون پارازیت و ویروس و فیلترگذاری، و فیلتر یا قفلشکنیهای غیرمجاز است.
    بهتر است تا اینجا نتیجه بگیریم که هر جا سامان هست به نحوی و به نوعی در کنارش بیسامانی هم هست. هر جا هنجار هست، در کنار آن نابهنجاری هم هست. بشر تاب و توان از بین بردن کلی و کامل همهٔ نابسامانیها را ندارد، ولی تا حد توان و ضرورت در رفع نابسامانیها میکوشد. فیالمثل نه سازمان بهداشت جهانی، نه سازمانهای مشابه دیگر، برای نابودسازی کل میکروبها و ویروسها و باکتریهای مضر برای انسان، برنامه ندارند، بلکه به میزان حمله، دفاع میکنند. چرا که ریشهکنی عامل بهآسانی مقدور نیست. زمانی بیماریهایی چون مالاریا، سل و آبله تا نهایت عقب رانده شدهبود، اما بعضی از همین بیماریها از نو عود میکنند.
    در مورد شرهایی که در شرع گناه و غالباً در عرف قانونشکنی و بزهکاری نامیده میشود هم نمیباید و نمیشاید که به قصاص قبل از جنایت بپردازیم. اگرچه میتوان سازمانها و سازوکارهایی در جهت کاهش از جرمها طراحی کرد.
    این خدشه و خللها را بهعنوان مثال آوردیم تا مسئلهٔ خدشه و خللهای زبانی روشن شود. همهٔ زبانهای طبیعی بشری که بیش از 4000 زبان و چند برابر آن لهجه/ گویش است، از آغاز تا امروز با نابسامانیهایی به نام اغلاط مشهور مواجه بوده و هستند. این خطا و خللها نه یکشبه پدید آمدهاند، و نه یکشبه، حتی با علمیترین برنامهریزیها، رفع و حل میشوند. فرهنگستان در حکم قوّهٔ مقننه است، اما قوهٔ مجریهٔ یگانه و نیرومند سراسریای وجود ندارد. مگر آنکه دستگاههای ویراستاری رسانهها را قوهٔ مجریه بدانیم. جای خوشوقتی است که امروز بیش از نیم قرن است که ویراستاری ابتدا در صنعت نشر، سپس رسانههای دیگر ما حضور دارد.
    تدوین شیوهنامهها ازسوی ناشران مانند بنگاه ترجمه و نشر کتاب، یا انتشارات امیرکبیر، یا مرکز نشر دانشگاهی، یا فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز بیش از چهل سال سابقه دارد و دامنهٔ آن گسترده است. فرهنگستان سوم، یعنی فرهنگستان حاضر، با تدوین و نشر دستور خطّ فارسی و فرهنگ املایی خطّ فارسی و اخیراً تشکیل گروهی متشکل از چند عضو پیوسته و چند پژوهشگر و نیز عضو وابسته، در این زمینه میکوشد. برای پیروز شدن نسبی در این میدان، با علم به اینکه هرگز در حوزهٔ هیچ زبانی، زبانشناسان و ادبپژوهان نمیتوانند اغلاط مشهور را یک بار و برای همیشه ریشهکن سازند، چند مرحله وجود دارد: 1. مرحلهٔ اول نهراسیدن از اغلاط و آنها را عارضههای حاشیهای و طبیعی زبان شمردن است؛ 2. مرحلهٔ دوم تهیهٔ فهرستی هرچه کاملتر از آنها و بازشناسی آنها که فیالمثل یک فقرهٔ آن مسئله تنوینهای نادرست است (در کلماتی چون زباناً، جاناً، تلفناً، تلگرافاً، دروناً، خواهشاً، گاهاً، خانوادتاً، دوّماً، سوّماً، ناچاراً و جز اینها).
    فقرهٔ دیگر الفولامهای زائد است (در کلماتی چون حسبالخواهش، بالذاته [که چون الفولام با اضافه جمع نمیشود، درست آن بذاته است و بالنفسه، که به همین جهت درست آن بنفسه است]. در عبارت قرآنی معروف «والسّلام علی من اتّبع الهُدی»، بعضی از اهل زبان مرتکب دو اشتباه میشوند. یکی آنکه به سرفصل، الفولام در میآورند که چنین میشود: «والسّلام، علی من التبع الهُدی» و از بن و بنیاد نادرست است. یک اشتباه دیگر در موقع و مقام کاربرد آن است. توضیح آنکه این عبارت قرآنی، بخش پایانی آیهٔ 47 سورهٔ طه [طاها] است و جزو پیامی است که خداوند به حضرت موسی و هارون که شریکالرّساله بودند میفرماید که به فرعون بگویند و میگویند. لذا باید در کاربرد آن دقت کرد و ادب بحث را به جای آورد. با این مثال واقعی مقصود نگارنده روشنتر میشود. اگر در نامههای امام خمینی ـ اعلیاللهمقامه ـ خطاب به پهلوی دوم تا سران کمونیست بعضی کشورها، در خاتمه این عبارت قرآنی آمدهباشد، درست است. زیرا در حق آنان دعا و برای آنان از خداوند طلب هدایت شدهاست، اما بودند، و به یاد دارم، قرآنشناسانی را که در پایان نامهشان به امام خمینی(ره) یا بزرگان دیگر این عبارت دعائیهٔ هدایتطلبانه را به کار بردهبودند که ازنظر بلاغت، یعنی مخاطب و موقعیتشناسی، نادرست بود. دیگر از الفولامهای زائد، الفولام بر سر طارق در جبلالطارق است. دیگر بیالفولام آوردن ابنرشد و ابنعربی (عارف معروف، تا با ابنالعربی صاحب احکام القرآن فرق پیدا کند)؛ 3. مرحلهٔ سوم تهیه و تدوین تکمله برای کتاب مرجع همهپسند غلط ننویسیم تألیف استاد ابوالحسن نجفی است.
    فرهنگستان میتواند خود کتاب یا رسالهٔ مفردی دربارهٔ اغلاط مشهور تألیف کند. این هم یک راه است، ولی چون غلط ننویسیم مرجع راهنما و دمدست اکثر قریب به اتفاق ویراستاران ماست، پیشنهاد دادم که نویافتهها را به استاد نجفی تقدیم کنیم که تکملهٔ کتابشان کنند.
    یک معضل طنزآمیز نیز بر سر راه ما وجود دارد و آن حرفی است که یکی از دوستان داستاننویسم، آقای امیررضا پوررضایی، در یکی از مقالاتش که دربارهٔ بررسی موانع کتابخوانی و علل کتابنخوانی مردم ما نوشته، آوردهاست. ایشان میگوید: همواره آدمهای کتابخوان اینگونه بحثها و بررسیها را با آدمهای کتابخوان دیگر در میان میگذارند. درست مانند بنده که عمری چه در ترجمه و چه در تألیف، دلایل اثبات وجود خداوند را برای کسانی که با دلیل یا بیدلیل به وجود او ایمان و اذعان دارند مطرح میسازم. پس چارهای باید بیندیشم که روشنگریهای ما دربارهٔ اغلاط مشهور، به دست اهلش برسد، که در میان اهل قلم، بیش از همه ویراستاراناند. ولی میتوان در کتابهای درسی سالهای آخر دبیرستان هم 10ـ15 صفحه به این مسئله اختصاص داد و راهها و امکانات دیگر را هم بررسی کرد.
    سخن ماقبل آخرم این است که توضیحات ما در اینکه یک غلط مشهور چرا غلط است، باید کاملاً روشن و رسا باشد. در مورد ناجی که بهنادرست بهجای مُنجی به کار میبرند اغلب توضیحات نارساست، زیرا کسانی که بهنادرستی ناجی را به کار میبرند در دل خود یا برای ما استدلال و قیاس میکنند که ناجی مثل راوی و قاضی است، پس اسم فاعل و درست است و دیگر توجه نمی‌کنند که روایت و قضاوت، مصدرهای متعدی هستند و نجات مصدر لازم است.
    اما فهمیدن و فهماندن فرق لازم و متعدی چندان که برای ادبا و زبانشناسان آسان است، برای دیگران نیست. حاصل سخن و سخن آخرم این است که فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با توجه به اهداف و وظایفش، بیآنکه بخواهد یا بتواند در چون و چند زبان محاورهٔ مردم، اثرگذار یا اصلاحگر باشد، میتواند و میباید زبان رسمی یا معیار را پاس بدارد.
    باید توجه داشت که غلطهای مشهور فقط واژگانی نیست، بلکه آوایی و دستوری هم هست. یک نمونه از اصلاحگری دستوری، راهنمایی در مورد جای درست و دستورمند را است:
کتابی که چند سال پیش از اسپانیایی به فارسی ترجمه کردهبودی و یک نسخه برای من فرستادهبودی را در طی سه روز از تعطیلات نوروزی خواندم.
    که همه برطبق دستور زبان و بهویژه راهنمایی آقای نجفی میدانیم جای دستورمند را بلافاصله پس از مفعول صریح است: «کتابی را که چند سال پیش...» (تا آخر). یک مورد دیگر از اصلاحات دستوری که فرهنگستان در تکملهاش بر غلط ننویسیم میتواند عرضه کند، پرهیز از دنبال همدیگر افتادنِ سه فعل است. این نابسامانی در نثر ترجمهها بیشتر پیش میآید تا در نثر تألیف. باری، اینگونه رهنمودها بسیار است و انواع و اقسام دارد.
    کتابهای درستنویسی و پرهیز از نادرستنویسی در اغلب زبانها هست. در عربی دو نمونهٔ مشهور هست. یکی از آنها که بیش از نهصد سال قدمت دارد دُرّة الغوّاص فی ادهام الخواص نام دارد و نوشتهٔ ابومحمد قاسم بن علی حریری، از رجال فرهنگی قرن پنجم هجری است. در عصر جدید این کتاب تصحیح و طبع انتقادی شدهاست و در طی تاریخ نهصدسالهاش، بر آن ذیل و حاشیه و رد، رد بر رد و شرحها نوشتهاند که شمهای از آن را حاجی خلیفه در کشفالظنون آوردهاست. اما نمونهٔ جدید از اینگونه کتابها در زبان عربی معجم الاغلاط اللغویة المعاصرة، تألیف محمد العدنانی، چاپ اول در بیروت به سال 1984، چاپ دوم 1999 م، که در بردارندهٔ 2135 مدخل/ مقالهٔ پربار است، و شامل بیش از 870 صفحه در قطع وزیری، دوستونی با حروف نسبتاً ریز و اعرابگذاری است. یکی از وجوه اهمیت آن این است که آراء فرهنگستانهای چهارگانهٔ عربی (مصر، سوریه، عراق و اردن) را با اعتبار و احترام نقل و به آن استناد میکند. منابع دیگر آن از قرآن کریم، حدیث، فرهنگهای معتبر لغت، شعر و نثر قدیم و جدید عربی است. از این درستنامه یا پیرایشنامهها در زبان انگلیسی، شاید بیشتر از هر زبانی است. یکی از نوکلاسیکها اثر معروف فولر (H.W. Fowler) است با عنوان A Dictionary of Modern English Usage که نخست بار در سال 1926 چاپ شد و شاید در این 85 سالی که از چاپ اول آن میگذرد، با توجه به اینکه کتابی مفید و بسیار بحثانگیز از آب درآمده، شاید هر یک تا دو سال، تجدید چاپ شدهباشد. چندین کتاب دربارهٔ این کتاب و مؤلف آن نوشته شده.
    کتاب دیگر و البته جدیدتر در این زمینه اثری است به نام Usage Abugage, A Guide to Good English که میتوان آن را چنین ترجمه کرد: راهنمای صواب و خطا در انگلیسی درست، یا دقیقتر: صواب و خطا: راهنما برای انگلیسی پیراسته. این اثر نخست بار در سال 1942 چاپ شدهاست. مؤلف آن اریک پتریج، از ناموران سختکوش در عرصهٔ فرهنگنگاری انگلیسی است. چاپ اول انتشارات پینگوئین از آن در 1963 بوده که سپس تا امروز هریک تا دو سال تجدید چاپ شدهاست. اثر معروف دیگر فرهنگ اشتباههای رایج در زبان انگلیسی، از سلسله فرهنگهای لانگمن است که توضیحات آن را خانم فرشتهٔ پزشک به فارسی ترجمه کرده، چاپ دوم، نشر آسیم، 1383.
    در زبان فارسی چند اثر در عصر جدید داریم: 1. اثری از فریدون کار؛ 2. اثری از عبدالرسول خیّامپور؛ 3. در مکتب استاد، گفتارهای رادیویی مرحوم سعید نفیسی؛ 4. غلط ننویسیم، اثر معروف جناب نجفی که چاپ اول آن در اواخر دههٔ 60 منتشر شده و با استقبالی که از آن شده، به نظر میرسد بیشتر از 20 بار تجدید چاپ شدهباشد. چاپهای اولیهٔ آن با تجدید نظر بودهاست؛ 5. اثر یا آثاری هم از شادروان دکتر خسرو فرشیدورد داریم.
 
تاريخچه   |    اساسنامه   |    دربارۀ وبگاه   |    نشر آثار   |    راهنمای گردآوری گویش‌ها