امروز شنبه ՝ 1390/11/15    ■ Sat, Feb 4, 2012    اعلام عناوین و سخنرانان نشست‌های ماهانهٔ فرهنگستان تا پایان سال

فراخوان گروه زبان‌ها و گویش‌های ایرانی فرهنگستان

  
جست‌و‌جو در وبگاه نسخه قابل چاپ

آخرين به روز رسانی ۱۳۸۸/۹/۱ - ۰۹:۰۳
بررسی تاریخ ادبیات فرانسه اثر گوستاو لانسون
دورهٔ 1850-1950 افزودهٔ پل توفرو
آرزو رسولی
مشخصّات کتاب‌شناختی اثر
تاریخ ادبیات فرانسه (Histoire de La Littérature Franςaise) اثر گوستاو لانسون (Gustave Lanson) اولین بار در 1894 منتشر شد. این کتاب را انتشارات اَشِت (Librairie Hachette) در یک جلد، به سال 1960 منتشر کرده‌است و حاوی بخشی است افزودهٔ پل توفرو (Paul Tuffrau) شامل دورهٔ زمانی 1850 ـ 1950.
 
معرّفی نویسنده
گوستاو لانسون در پنجم اوت 1857 در اورلئان به دنیا آمد و در پانزدهم دسامبر 1934 در پاریس درگذشت. تاریخ ادبیات و نقد ادبی فرانسه اثر عظیم گوستاو لانسون است که در آن آثار ادبی را ازنظر تاریخی و به‌صورت بی‌طرفانه بررسی کرده‌است. لانسون در آغاز قرن بیستم اصلاحاتی در نظام آموزشی دانشگاه‌های فرانسه پدید آورد و تأثیر زیادی بر نقد ادبی فرانسه تا اواسط قرن بیستم به جا گذاشت؛ تأثیری که تا پس از مرگش باقی ماند. او به تأثیرات اجتماعی نیز بر جریان‌های ادبی توجه داشت. او را از پیش‌گامان نقد جامعه‌شناختی نیز دانسته‌اند.
    لانسون، علاوه بر کتاب فوق‌الذکر، پژوهش‌هایی دربارهٔ بوسوئه، کورنِی یا وُلتر انجام داده و کوشیده‌است آن‌ها را هم ازنظر زندگی شخصی‌شان و هم در بافت تاریخی زمانشان بنمایاند. غالباً او را بنیان‌گذار رشتهٔ تاریخ ادبیات به‌عنوان یک رشتهٔ دانشگاهی می‌دانند. او به‌همراه پل توفرو تاریخ ادبیات مصوّر فرانسه را منتشر کرد (1929). تأثیر او در قرن بیستم رفته‌رفته کم‌رنگ شد: نقد جدید انگلوساکسونی و نقد جدیدی که رولان بارت مطرح کرد، جای نقد او را که مؤلف‌محور بود و از دید جامعه‌شناسی تاریخی به آثار ادبی نگاه می‌کرد، گرفتند. اندیشهٔ «جامعه‌شناسی ادبی» که لانسون طرح کرده‌بود، فرمول پیچیده‌ای است در بیان ارتباط تأثیرات اجتماعی با مؤلف، خوانندهٔ اثر و متن.
    از دیگر آثار لانسون است: تاریخ اجمالی تراژدی در فرانسه، هنر نثر، بوآلو، کورنِی، وُلتر، خاستگاه درام معاصر، رسالات مونتِنی، لو مارکی دو وُونارگ، تئاتر کلاسیک در زمان الکساندر هاردی.
 
اهمّیت اثر
تاریخ ادبیات فرانسه، اثر لانسون مدت‌ها مهم‌ترین کتاب مرجع در این زمینه بود و الگوی بسیاری از تاریخ‌ادبیات‌نگارانِ بعدی قرار گرفت. ممکن است شیوهٔ کار لانسون قدیمی شده‌باشد، اما اثر او هنوز جزو مهم‌ترین کتاب‌های تاریخ ادبیات فرانسه است.
 
معرّفی اثر
    کتاب حاوی 1441 صفحه است و ازنظر زمانی از قرون وسطا و خاستگاه ادبیات فرانسه شروع می‌شود و با تشریح عصر رمانتیک پایان می‌یابد. بخش افزودهٔ پل توفرو از ناتورالیسم تا دوران معاصر را (یعنی فاصلهٔ زمانی 1850 ـ 1950) دربرمی‌گیرد. این کتاب حاوی هفت بخش (partie) است: قرون وسطا، از قرون وسطا تا رُنسانس، قرن شانزدهم، قرن هفدهم، قرن هجدهم، قرن نوزدهم، دوران معاصر (1919 ـ 1950). همان طور که می‌بینیم بخش‌ها بر اساس تاریخ زمانی تقسیم‌بندی شده‌اند. هر بخش از چند دفتر (livre) تشکیل شده و هر دفتر شامل چند فصل (chapitre) است. هر فصل نیز به‌نوبهٔ خود تقسیم‌بندی‌هایی دارد که با شماره مشخص شده‌اند.
    در پایان کتاب، پی‌نویسی شامل موارد ازقلم‌افتاده درج شده و پس از آن، جدول کرونولوژیک (زمانی) آثار مهم ادبیات فرانسه با مشخص کردن سبک هر اثر در جدول مندرج است. فهرست اَعلام و فهرست موضوعی پایان‌بخش کتاب هستند.
 
اهداف مؤلف
لانسون در مقدمهٔ این اثر هدف خود را چنین تشریح می‌کند: «امروزه برای بررسی ادبیات مقداری اطلاعات دقیق جهت هدایت داوری‌هایمان کافی خواهد بود. اما دو چیز را نباید از نظر دور داشت: هدف از تاریخ ادبیات توصیف شخصیت‌هاست و این توصیف بر مبنای ذوقیات فردی است. منظور توصیف خودِ شخصیت‌ها، مثلاً خودِ کورنِی و خودِ هوگو، است و این کار نه با تجربیات یا روش‌های معمول که بتوان آن‌ها را به همهٔ نتایج تغییرناپذیر تعمیم داد، بلکه با‌ استفاده از توانایی‌های هر فرد صورت می‌گیرد. ازاین‌رو، نتایج حاصله نسبی و متغیر است و نمی‌توان برای هدف و راه‌های شناخت ادبی صورتی دقیقاً علمی قایل شد» (p. VII).
    او این اثر را به «هرکه می‌خواند» (à qui lit) تقدیم کرده‌است و ازاین‌رو کوشیده‌است حتی‌المقدور اثری کاربردی در شناخت ادبیات فرانسه ارائه دهد (p. V).
    لانسون معتقد است اگر هدف صرفاً اطلاعات دادن از همهٔ تاریخ ادبیات باشد، مجموعه‌ای خشک از اطلاعات و فرمول‌ها فراهم خواهد آمد که کمتر کسی راغب به مطالعهٔ آن خواهد بود (p. VI). تا زمان لانسون تاریخ ادبیات چیزی هم جز این نبود. این اشتباه از آنجا ناشی می‌شد که می‌خواستند به ادبیات صورتی علمی دهند و آن را جزو دانش‌های پوزیتیو طبقه‌بندی کنند. یکی از پیش‌گامان این کار ارنست رُنان بود که در تاریخ علم خود می‌نویسد: «هدف از مطالعهٔ تاریخ ادبی جایگزین کردن آن با مطالعهٔ مستقیم آثار ادبی است» و به نوعی ادبیات را نفی می‌کند و این رشته را تنها شاخه‌ای از تاریخ، تاریخ آداب‌ورسوم یا تاریخ اندیشه‌ها در نظر می‌گیرد.
    لانسون، ضمن مخالفت با این طرز فکر، اهمیت زیادی برای مطالعهٔ آثار ادبی قائل است و بدون این کار تاریخ ادبیات را عقیم و بی‌ارزش می‌داند. از نظر او، اثر و مؤلف از هم جدا نیستند: «در ادبیات هم مانند هنر، نمی‌توان آثار را نادیده گرفت چون آثار و شخصیت‌ها بی‌نهایت به هم وابسته‌اند، هیچ‌کس هم نمی‌تواند ادعا کند محتوای اثری را کاملاً دریافته یا برای آن فرمولی ساخته‌است» (p. VIII).
    هدفی که لانسون برای بررسی تاریخ ادبیات در نظر دارد، شاید در توصیف او از ادبیات بهتر نمایان گردد: « ادبیات هدفِ شناخت نیست؛ ادبیات تمرین، ذوق و لذّت است. ادبیات را نمی‌دانیم، نمی‌آموزیم، تمرین می‌کنیم، پرورش می‌دهیم و دوستش می‌داریم. حقیقی‌ترین چیزی که دربارهٔ آن می‌توان گفت، گفتهٔ دکارت است: خواندن کتاب‌های خوب به‌مانند گفت‌وگو با شریف‌ترین انسان‌های قرن پیش است، گفت‌وگویی که حاوی بهترین اندیشه‌های آنان است» (p. VIII).
    لانسون نمی‌خواهد با این اثر خواننده را از خواندن آثار مهم ادبی معاف سازد، بلکه می‌خواهد انگیزه‌ای به او برای مطالعهٔ این آثار بدهد. منابع او در این کار زندگی‌نامه‌ها و کتاب‌شناسی‌ها، منابع اصلی، اقتباس‌ها، کارهای تقلیدی، رویدادشماری‌ها و جز این‌ها بوده‌است.
 
ساختار اثر
بخش‌بندی اصلی اثر، همان طور که گفته شد، زمانی است و هریک از این بخش‌ها خود به فصولی برمبنای موضوع تقسیم ‌شده‌است. لانسون بیش از همه به قرون وسطا و قرن نوزدهم پرداخته‌است و به هرکدام به ترتیب 140 و 358 صفحه اختصاص داده‌است. بااینکه تقسیم‌بندی کتاب زمانی است، اما مثلاً برخی آثار اواخر قرن نوزدهم ویژگی‌های آثار اوائل قرن بیستم را دارند و مؤلف این موضوع را هم در نظر گرفته‌است. در آثار معاصر، آن‌گونه که لانسون توضیح می‌دهد، نادیده گرفتن گرایش‌های عصر حاضر و تمایلات فردی نویسندگان (سیاسی، مذهبی، متافیزیک، و حتی زیبایی‌شناسانه) غیرممکن است (p. XI).
    یکی از دلایلی که لانسون به قرون وسطا بیشتر پرداخته، آثار مهمی است که در این دوران پدید آمده‌اند اما به‌خوبی شناخته نشده‌اند. همچنین ازنظر لانسون، این دوران دورهٔ کودکی ادبیات فرانسه است. در این بخش، پس از مقدمه‌ای در خاستگاه ادبیات فرانسه، آثار به‌صورت موضوعی در دو عنوان «ادبیات حماسی و شوالیه‌ای» و «ادبیات بورژوایی» بررسی شده‌اند. در هرکدام از این عنوان‌ها هم تقسیم‌بندی‌هایی موضوعی مشاهده می‌کنیم. برای مثال، ژانر مهم شانسون دو ژِست (منظومه‌های حماسی قهرمانی) از فصول ادبیات حماسی و شوالیه‌ای است و رمان‌های روباه (حکایات طنزآمیز) و فابلیوها (حکایات نقلی) در ادبیات بورژوایی مطرح شده‌است. البته در این بخش کلیهٔ آثار این دوره را نمی‌بینیم، لانسون از میان آن‌ها دست به گزینش زده و تنها به آثار مهم و ماندگار این دوره پرداخته‌است.
    لانسون علاوه بر دوره‌ها و انواع ادبی، شخصیت‌ها را نیز بررسی می‌کند که ازنظر او، هدف تاریخ ادبیات و ابزاری مفید در مطالعات فرهنگی‌اند و حجم زیادی از این کتاب را به خود اختصاص می‌دهند. اما برای آنکه بتواند اثر خود را در یک جلد انتشار دهد، هرآنچه را واقعاً به ادبیات مربوط نیست، اما در آن داخل شده، حذف کرده‌است؛ مثل تاریخ تمدن و تاریخ اندیشه‌ها، و بالطبع، آثاری را هم که اولویت آن‌ها این موضوعات بوده، کنار گذاشته‌است. لانسون به آثار سیاستمداران نیز نپرداخته‌است، هرچند که آثار خطابی مهمی را در ادبیات به‌وجود آورده‌باشند. آثاری نیز که به زبان‌های دیگر مثل سِلتی یا لاتین نوشته شده‌باشند، حتی اگر نویسندهٔ آن‌ها فرانسوی یا گُل باشد، در این اثر منظور نشده‌اند. لانسون به تاریخ زبان فرانسه هم نمی‌خواسته بپردازد. میان دستور زبان تاریخی و تاریخ ادبیات، به گفتهٔ لانسون، تاریخ ادبی زبان قرار دارد؛ یعنی بررسی ویژگی‌های ادبی زبان عموم در وضعیت‌های مختلف. مثلاً به آنچه از زبان فرانسه در قرون وسطا می‌دانیم، اندک اطلاعاتی را که از زبان پرووَنسال در قرون وسطا داریم، بیفزاییم.
    لانسون چندان علاقه‌ای به زندگی‌نامهٔ نویسندگان ندارد و اصلاً آن را در بررسی تاریخ ادبیات موثر نمی‌‌داند. ازاین‌رو، زندگی‌نامه‌ها را به پانوشت منتقل کرده‌است و کوشیده همین مقدار هم تا حدّ امکان مفید و کاربردی باشد. آنچه او به آن می‌پردازد، استعداد و توانایی نویسندگان در خلق آثار ادبی و تأثیری است که بر ادبیات به جا گذاشته‌اند و از هر نویسنده به مهم‌ترین آثارش می‌پردازد. او همچنین به نقدهایی که بر آثار نویسندگان شده‌است، به‌خصوص نقدهای تازه توجه می‌کند. لانسون در پانوشت علاوه بر زندگی‌نامه‌ها، منابعی هم برای مطالعهٔ بیشتر ذکر کرده‌است.
او در این اثر ترجیح داده‌است بر نویسندگان بزرگ بیشتر تمرکز کند تا اینکه فهرست بزرگی از نویسندگان درجهٔ دوم و سوم را ردیف کند که آثارشان چندان ارزش خواندن هم ندارد. 
    اما بررسی نویسندگان مورد نظر او هم در تقسیم‌بندی‌های موضوعی مربوط به هر دورهٔ زمانی جای می‌گیرد. به‌عنوان نمونه چند مورد از فصل‌بندی‌های لانسون در ادامه می‌آید:
    در بخش دوم، از قرون وسطا تا رُنسانس، وقتی بحث اضمحلال قرون وسطا را مطرح می‌کند، از نویسندگانی چون شارل دورلئان، فیلیپ دو کومین، فرانسوا ویون سخن می‌گوید. در قرن شانزدهم، یکی از نویسندگان مورد بحث او فرانسوا رابله است که ذیل سه عنوان پیشرفت رابله، عقاید رابله، و هنر رابله به او می‌پردازد.
    زمانی که لانسون می‌خواهد از نخستین شاهکارها در قرن هفدهم سخن بگوید، مالرب را با ذکر خصوصیات مالرب، اصطلاحاتی در زبان و شعر و دلایل موفقیت او مطرح می‌کند. ظاهراً در این قرن، زبان فرانسه نیز خصوصیاتی یافته که البته مورد توجه لانسون قرار می‌گیرد و از پیروان سبک پرسیو (تکلف‌گرایی) (Les Précieux) و زبان فرانسه و نیز فرهنگستان فرانسه و فرهنگ لغت (دیکسیونر) سخن می‌راند. سپس به عصر کلاسیک که ازنظر زمانی در همین قرن است و نویسندگان بزرگ آن، چون کورنِی و پاسکال (به‌عنوان نسل اول این سبک)، لاروشفوکو، رِتس، مادام دو سِوینیه (به‌عنوان نویسندگان محفلی)، بوآلو، مولیر، راسین، لافونتن، بوسوئه و بوردالو در فصولی جداگانه می‌پردازد. اثر مشهور السید که اقتباس‌های مختلفی از آن شده، در همین بخش فصلی را به خود اختصاص داده‌است. لانسون پس از شرح پایان عصر کلاسیک، به لابرویر و فِنلون می‌پردازد، نویسندگانی متعلق به اواخر قرن هفدهم که آثارشان خصوصیات کلاسیکی این قرن را ندارد (نمونه‌ای از شیوهٔ کار لانسون که در بالا ذکر شد).
    در قرن هجدهم، فُرم‌های ادبی (شعر، تراژدی، کمدی و درام، و رمان) با شرحی از نویسندگان پیشرو هر سبک توضیح داده شده‌است. سپس نویسندگان و فیلسوفان تأثیرگذار این قرن چون سن‌سیمون، ولتر، مونتسکیو، دیدرو به‌تفصیل بررسی شده‌اند. ولتر به‌دلیل اهمیت و تأثیری که به جا گذاشته، دو فصل از این بخش را به خود اختصاص داده‌است: فصل دوم از دفتر سوم که از دورهٔ جوانی ولتر (با عناوین ولتر پیش از 1734؛ ولتر در سیری (نزدیک پاریس) و در دربار؛ ولتر، مورخ فیلسوف؛ افکار ولتر پیش از 1755؛ ولتر در پروس) سخن می‌گوید، و فصل چهارم از دفتر چهارم که از میان‌سالی ولتر (با عناوین فعالیت فلسفی ولتر؛ روحیه و آثار ولتر؛ مذهب ولتر؛ دشمنان ولتر) می‌گوید.
    لانسون در بخش ششم که به قرن نوزدهم می‌رسد، به دلیل واقعهٔ بزرگ انقلاب فرانسه که روی می‌دهد، در خصوص تأثیر انقلاب بر ادبیات و ویرانی جامعهٔ باادب و فرهنگ می‌نویسد و بعد وارد بحث جنبش رمانتیسم، تعریف و خاستگاه آن، شعر و تئاتر و رمان رمانتیک، و اثرآفرینان این جریان می‌شود. ناتورالیسم و مکتب پارناس و سمبولیسم از دیگر مباحث این بخش‌اند.
    در بخش دوران معاصر که به قلم توفرو است، ابتدا نگاهی کلی به اوضاع زمانی حدّ فاصل دو جنگ شده‌است و سپس مباحث شعر، رمان، تئاتر و نقد ادبی تا 1950 مطرح می‌شود.
تاريخچه   |    اساسنامه   |    دربارۀ وبگاه   |    نشر آثار   |    راهنمای گردآوری گویش‌ها